سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
479
تاريخ ايران ( فارسى )
نتيجهء جنگى كه ما بين اين دو سردار رومى رويداد اين بود كه پمپى در سال 48 قبل از ميلاد در فارسال به كلى مغلوب گرديد و پس از مغلوب شدن ابتدا خيال كرد كه بدربار پارت پناه ببرد ولى بقراريكه نوشتهاند چون شنيد كه ميان قيصر و انطاكيه موافقتى حاصل شده است از اين خيال منصرف گرديد ولى بنابر مسطورات پلوتارك دوستان پمپى با اين نظر او يعنى پناهنده شدن به ارد مخالفت كرده گفتند كه اين كار براى او ويژه براى زنش كرنليا « 1 » خيلى خطرناك است و لذا به پادشاه مصر كه در اوان طفوليت بود پناه برده و در آنجا بدست وزيران سلطان بطور خيانت و غدر مقتول گرديد . قيصر و شرق نزديك در 47 قبل از ميلاد قيصر ( سزار ) يكسال بعد از فتح مهم خود بسوريه و آسياى صغير رفت كه در ضمن آتش فتنهء فارناسيز « 2 » پسر مهرداد پادشاه بسفور را كه در مقام استرداد تمام خاك پنت برآمده بود فرو بنشاند ، چه كوششهاى فارناسيز در به دو امر فاتحانه و سپاهيان محلى روم شكست خورده بودند ، قيصر فقط يك لژيون بمدد سپاهيان مغلوب برده و در دوم ماه اوت 47 قبل ميلاد در زيلا « 3 » مورد حملهء سخت و متهورانهء فارناسيز واقع گرديد ليكن پس از جبران و تلافى شكست واردهء از حملهء مزبور بدشمن حمله برده و سربازان روم فاتح درآمدند و فارناسيز رو بهزيمت نهاد . برادر نامشروعش ويرا تعاقب نمود و بعد درنتيجهء حمايت روم بسلطنت بسفور نايل گشت و شايد اين فتح زبلا كه شهرت تاريخى دارد بواسطهء بيان موجزى باشد كه راجع به آن فقط در سه كلمه از طرف قيصر بمجلس سناى روم اعلام شده است كه « آمدم ، ديدم ، فتح كردم » . نظر باينكه وجود قيصر در اينموقع براى كارهاى مهمترى در مغرب لازم و ضرورى بود احتمال نميرود كه بفكر خونخواهى كراسوس افتاده باشد ولى در سه سال بعد از اين تاريخ كه فتوحات و پيروزيهاى خود را در تمام قلمرو روم بپايان رسانيده بود براى اينكه شهرتى بر شهرتهاى سابق خود بيفزايد در صدد جنگ با حريف مشرقى يعنى دولت پارت برآمد و هواخواهان سزار كه هميشه در مجلس سنا ميل و ارادهء او را تأييد ميكردند چنين انتشار دادند
--> ( 1 ) - Cornelia . ( 2 ) - Pharnaces . ( 3 ) - Zela .